۲۳.۸.۸۸

۲۲.۸.۸۸

به خودم می گم مگه این رحم زن چیه که این همه این خدای نامرد ازش کار می کشه؛ هر ماه که کلی دیواره هاش فرو می ریزن، حداقل یک نه ماهی در شصت سال یه بچه نگه می داره، سه ماه یه بار باید بری دکتر که یه سیخونکی بهش فرو کنه و ببیری آزمایشگاه که مبادا سرطانی شده باشه؛ هی زرت و زرت هم زخم می شه و دکترا هم فریزش می کنن و یه فیرتولایی می گن توش بریزی؛ خدایی اگه با پروستات مردا این طوری رفتار می شد، فمینیست نمی شدن؟؟؟

۱۹.۸.۸۸

اومدم پست بنویسم و گودرخوانی کنم که با دیدن صفحه آخر روزنامه اعتماد به گ ا رفتم :

مهدی سحابی درگذشت...

۱۰.۸.۸۸

من اصلن دلم می خواد برم بکوبم تو سینه این مرتیکه که دلم خنک بشه... اه که نمی شه
مردک بیمار سعی کرده همکارم رو ببوسه و اصلن با خودش فکر نکرده که دوربین های این جا تصویرش را ضبط می کنن و خب طبیعی است در چنین شرایطی آدمی مثل من مثل نینجاها لباس بپوشه، مگه نه هادی؟؟؟

الان شلوار نینجایی ام پامه آخه : دی

دنبال کننده ها

بايگانی وبلاگ