12.1.12

دیشب که داشتیم برمی گشتیم، وسط اتوبان یه گربه ای می خواست رد بشه بره اونور. ماشین جلویی رفت رویش. گربه صد مدل آکروباسی زیر ماشین کرد و بعد مثل جت، دوید اونور. زنده مونده بود و ما هاج و واج و راننده ی ماشین جلویی شوکه. توی این مملکت که استرس ها و مشکلات و اتفاقات پیش بینی نشده ی کشنده یهویی میان که زیر بگیرنت و تو هنوز زنده ای و نفس می کشی و معاشرت می کنی و صبح پامی شی میری سرکار و هنوز میری وایمستی توی صف صندوق بنتون که لباسای ارزون تر بخری، عین گربه هه با هزار جور آکروباسی نمرده ای. هنوز داری می دوی واسه رسیدن به اونور اتوبان.

0 نظرات:

دنبال كننده ها

بايگانی وبلاگ